عبد الرضا سالار بهزادى
79
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
تفنگهايى بود كه دولت انگليس قبول كرده بود به عباس ميرزا بدهد و در نامهء وزير خارجهء انگليس به فرمانفرماى هندوستان بدان اشاره شده بود . عباس ميرزا به اين تفنگها احتياج داشت و بر رسيدن به موقع آنها و استفادهء از قسمتى از آنها در لشكركشى خراسان حساب كرده بود . در رمضان 1247 عباس ميرزا طى نامهاى به كمبل از وى خواست تا سه هزار قبضه از دوازده هزار قبضه تفنگ را در بندرعباس تحويل دهند تا به كرمان برسانند و باقى را از طريق بغداد روانهء تبريز نمايند ، 91 امّا مقامات انگليسى با اين ظن كه تفنگهاى كرمان سرانجام سر از خراسان بدر خواهند آورد اين دستور العمل را ناديده انگاشتند و سرانجام پس از مكاتبات مفصل در اين مورد ، 92 كمبل علنا به عباس ميرزا مىنويسد كه تفنگها جز در آذربايجان در جايى ديگر تحويل نخواهند شد ، و نيز تحويل تفنگها موكول به مراجعت شاهزاده از اين سفر است . كمبل در اين نامه چنين مىنويسد : « . . . دولتخواه آنچه تصور و تفكر مىكند و از وجنات اوضاع و احوال ملاحظه مىنمايد در عواقب اين سفر خيريت اثر [ يعنى سفر خراسان ] بجز اختلال و ضرر چيز ديگرى نمىبيند ، به صلاح اقرب و انسبترست كه زياده برين اين سفر به طول نينجامد . . . در اين روزها كه تاتار 93 رسيد ، امناى دولت عليه انگليس شرحى به دولتخواه نوشته بودند . از مضمون شرح مزبور مشخص و معلوم گرديد كه دولت انگليس بنا به دوستى كه به حضرت و الا دارند اصلا راضى به اين سفر كه حضرت اقدس و الا پيشنهاد خاطر مبارك ساخته نيستند . . . آنچه تصور مىكنيم درين سفر هيچ فايده و منفعتى از براى سركار اقدس و الا مشاهده نمىكنيم . . . اين مطلب را نيز به دولتخواه نوشتهاند كه : ما از دوستى قديم كه با دولت بهيهء ايران داريم هرگز اين توقع را از كارگزاران سركار اقدس و الا نداشتيم كه در اين سفر غيرى راه پيدا نمايد و داخل در اين سفر باشد . تا به حال هرگز اين قسم رفتارها از امناى دولت عليهء ايران نديده بوديم . . . 94 در باب سركردگان و ده هزار قبضه تفنگ رأى امناى دولت بهيهء انگليس آنست كه تفنگ مزبور را در آذربايجان تحويل كارگزاران سركار اقدس و الا نمايند و در جاى ديگر راضى نخواهند بود . تفنگها كه وارد ايران شد هروقت موكب مسعود و الا معاودت فرمود به نظر مبارك و الا خواهد رسيد . امركم مطاع . » 95 كمبل از هرفرصتى براى يادآورى عدم رضايت دولت انگليس از لشكركشى عباس ميرزا مخصوصا به خوارزم و هرات استفاده مىكرد ، 96 و بالاخره دكتر مكنيل ( Dr . McNeil ) از اجزاى سفارت را به اردوى شاهزاده فرستاد تا بلكه او بتواند در گفتگوهاى حضورى نايب السلطنه را منصرف سازد و در هرصورت حداقل بتواند اخبار دست اوّل و جديد براى سفارت تحصيل كند ، بخصوص كه سروان ويتكوويچ روسى نيز در آن ايام به اردوى شاهزاده رفته بود و سفارت انگليس به شدت از اين مسئله واهمه داشت . مكنيل زمانى به اردوى عباس ميرزا رسيد كه شاهزاده پس از فتح و تاراج سرخس به مشهد بازمىگشت . 97 كمبل كه تمام مساعى خود را جهت انصراف شاهزاده از امر خراسان بيهوده ديد مساعدت مالى بيش از آن را به وى كارى احمقانه يافت ، چرا كه اين امر را به منزلهء گشودن راه هندوستان براى لشكر